تبليغاتX

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
به وبلاگ عشقی خوش امدی ...نظرت رو درباره خیانت یا بی وفایی بگو...مچکرم از مرگ من نمیترسم اگر دنیا سرم ریزد ....... ترسم که بعد از مرگ گلم را دیگری بوسد اهنگ رو خودم ساختم...مخلوط چند اهنگ... فقط برای کسی که دوستش دارم

welcome> عشقی

عشقی

فقط از روی دل تنگی نوشتم . قلبم شکسته خدایا کمکم کن.دلم براش تنگ شد.دارم تو این بی کسی جون میدم

سلام ... امروز فکر کنم ۲۱/.۲/۱۳۹۱....اره امروز من باز اومدممممممممم

امیدوارم که خوب باشید...

دوستایی گلم چند وقت دوست دارم گریه کنم اما همیشه همه میگن مرد نباید گریه کنه ...

کلی دلم گرفت....

چرا افتاب تو دل من نمی تابببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب

هر روز دلم داره شلعه شمعش خاموش میشه...

دوست ندارم اینجا باشم ...

چرا زندگی برای من تلخ شد...

حال حوصله ندارم....

دارم تو این دلتنگی جون میدم خدا..........

کمکم کن....

بعد از چند امدم تا بگم تولدم نزدیک.... تولد منه ... تولد کسی که دوست داره که اخرین تولدش باشه....

تولدی که همه فراموش کردن چه فایده ای داره....

قلبم درد می کنه ....

 


سر تیتر دل تنگی ها: قلبم

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت دل تنگی1:16توسط دوست تنهایها | |

 


سلام امروز ۲۵/۱/۹۱

امید هست خوب باشید...عشقی هستم... همین

من دارم میرم جای یک مدت نیستم ... دل نوشته های من رو بخونید....

لطفا نظر بدید امدم حتما جواب میدم.... تا الان نظرت دلسوزی و دعاو نفرین های زیادی برام نوشتید... لطفا بیشتر با ما باشید و برای عشقم دعا کنید .... فدای شما بشم که نظر میدی ...

کسی رو نفرین نکونید... امدم کلی نظر ها ... همه ۲۳۲ نظر رو هم جواب میدم و هم تایید می کنم

 

 

یاعلی مدد................


سر تیتر دل تنگی ها: فعلا

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت دل تنگی17:59توسط دوست تنهایها | |

 


سلام امروز 16/1/1391

امیدوارم خوب باشید و عید بسیار خوبی داشته باشید...

امسال عید بود چه عید پر غمی بود ....

چه تو این عید انتظار سخت بود ... انقدر سخت که دلم بعضی موقع ها از درد دلتنگی می خواست بترکه....

چرا امسال عشقی عید نداره.... چرا باید کسی رو بخوای اون کس هم اون رو بخواد اما کاری کنه طرف مقابل که احساس کنی که نمی خواد من رو...

اره من و عشقم هر دوتامون هم دیگه رو می خواستیم و می خوایم ...اما عشقم هر روز می گفت نمی خوامت برو گم شو....

چقدر قلبم درد می کنه ... چقدر حالم بده ....

این چند روز که نبودم از دلتنگی داشتم جون میدادم.و...

من هیچ وقت فراموشش نمی کنم... چون بلد نیستم.... بخدا از همه چیم میزنم فقط بخاطر اون .....

بخدا قسم اون از همه کس از همه چیز برام مهم تره.... انقدر مهم که بعضی وقت ها یادش ولم نمی کنه....

هر شب کنار پنجره به اسمون نگاه می کنم و براش دعا می کن.... هر روز سر نماز دعاش میکنم....

یکی از دعاهام اینه ...می گم خدایا فقط ایتظار رو تموم کن ...من رو بهش برسون.. خدایا کاری کن بیاد...

دوستش دارم اندازه کل زندگیم...

اون رو با همه چیزی که داره من دوست دارم کم یا زیاد من دوستش دارم با هر خاطره دوستش دارم ... هر جور باشه دوستش دارم...

درست یک فاصله افتاده بین ما اما دارم فاصله رو کم می کنم یک شاید یک رو ببینمش... نمی خوام مزاحمش بشم... فقط ببینم خوشحال ..میخنده...

ارزوم این شاد باشه...

.

.

.

حالم اصلا خوب نیست

.

.

دوستان گلم کاش کسی باشه درکم کنه ...

کاش کسی رو جز خدا داشتم

.....

بیا گلم

 

تا حالا شده انقدر احساس غربت کنید…

تا حالا شده در اوج تنهایی قرار بگیرید…..

تا حالا شده دلتون انقدر تنگ بشه که بزنید زیر گریه….

تا حالا شده یاد کسی هر روز با تو باشه…..

تا حالا شده بیاد کسی که دوستش داری شعر بگی….

تا حالا شده دلت هوای کسی رو کنه که ارزوی تو هر روزت…

تا حالا شده انقدر تنها بشی که بشنی با خودت حرف بزنی…

اصلا تا حالا شده خودت به خودت دل داری بدی…..

خیلی دوست دارم بیا… فقط بیا ….

چون دلم با کسی دیگه جز اون جفت نمیشه…

هر کار می کنم که عاشق شم نمی تونم … چون اهل خیانت نیستم…

من بهش قول دادم که تا اخر عمر اون باشم… قول دادم که به جز اون بکسی فکر نکونم…

هر روز به گوشیش زنگ میزنم و میگه دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است…

خیلی افسرده شدم… همه میکن تو اون کسی نیستی که قبلا بودی… همش به فکر اونم …

عشقم خیلی سعی کرد کاری کنه تا از چشم من بیفته اما هرگز ارزش اون از نظر من کم نشد…

..

.

خدیا کسی درکم نمی کنه… کسی حالم رو نمی فهم…

کاش یک نفر بود درک میکرد حال من رو…

نمی دونم الان عشقم کجاست پشه کی…

هر جا هست انشاالله خوش باشه… اشکال نداره من حالم بد باشه فقط اون خوب باشه…

..

.

همه راضی هستند که من بمیرم …پس یک توصیح به عشقم تو هم دعا کن….

تا از شر من که عاشقانه عاشقت هستم از این دنیا برم….

.

.

نمی دونم چی کم داشتم هر چی کم داشتم یا کم داشتیم با هم دوست داشتم بسازیم…

نمی دونم…

فقط اگر بیا خودم چاکرشم

 

 

راستی اهنگ وبلاگ عوش شده... به دلیل شهادت خانم فاطمه زهرا(س)

این ایام بر شما تسلیت عرض می کنم

به دلیل چند مورد گوشی بنده خاموش هر ده روز یک بار روشنه .... هر کس از اشنایان اس داد جواب ندادم. بدونه که خاموش ...

 


سر تیتر دل تنگی ها: دوست داشتن

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت دل تنگی14:26توسط دوست تنهایها | |

 


سلام امروز 27/12/90

امیدوارم همه خوب باشید.......

دوستان گلم داره عید میاد ... عیدی که برای همه عید برای من اصلا عید نیست.... برای من به جز غم چیزی نداره ....

دلم چند وقت که گرفته هنوز هم ابری انقدر ابری که هیچ وقت جای خنده توش نیست....

مجبور هستم به زور بخندم تا کسی فکر نکنه دیونه شدم.... مجبورم فقط مجبورم.........

هر روز نگاه می کنم به گوشیم انقدر که خوابم میبره... بعضی موقع ها هم خیره میشم به دیوار ....

نمی دونم چه کار کنم... عید داره میاد... چرا هنوز من تنهام... چرا هنوز تو دلم پر از غم.... چرا ....

کسی جز خدا درکم نمی کنه ... کسی نمی فهمه حالم رو....

بعضی شب ها میشینم حساب می کنم کجایی زندگیم رو بد رفتم که خدا برام بد خواسته..... اما باز میگم خدا برای بندش بد نمی خواد ما هستم کاری می کنیم که صبر خدا پر بشه و کار کنه که تا اخر عمر ارزوش به دلت بمونه....

نمی دونم تا حالا کسی رو دوست داشتید.... انقدر دوسش داشته باشی که هر شب ارزوی دیدنش رو کنی تو خواب.... نمی دونم اندازه دوست داشتن شما چقدر اما اندازه دوست داشتن من زیاد انقدر که به خاطر اون دوست دارم کل زندگیم رو بدم.... انقدر عاشقشم که اصلا برام مهم نیست که چی یا چه کاره ... اصلا کار ندارم خانوادش با خانوادم می خونه یا نه....

خیای دوستش دارم اما اون هرگز دوستم نداره.... خوب زوری که نیست... اشکال نداره ... بجای اون همش دعا می کنم تا شاد باشه و بخند.... دوست دارم روز و شب کنار کسی باشه که دوست داره نه کنار من که ارزشی ندارم.... من فقط براش ارزوی شادی دارم انقدر که غم نبینه....

خدایا صبرم بده.... خدایا میدونی که من اهل عشق بازی فقط با خودتم به خاطر اینه که بهم میگن عشقی.... من دل بکسی نمیدم این دفع هم که دل دادم چون واقعا عاشقش بودم انقدر که اندازه نداشت.... حالم خوب نیست .....افسرده شدم .... مریض شدم ... بقول همه دیونه شدم

اما باز منتظرم

انقدر منتظر که شاید جون بدم تو انتظار...

فقط بیا تاج سرم...


سر تیتر دل تنگی ها: عشق اولی

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت دل تنگی13:24توسط دوست تنهایها | |

 


سلام امروز 24 /12/90

امیدوارم خوب باشید.......

 

امسال عید داره میاد ... یک عیدی که برای همه پر از شادی و نشاط اما برای من فقظ غصه هست ...

امسال نه لباس خریدم نه کفش نه چیزی.... فقط دوست دارم فکر کنم.... انقدر فکر کنم که ببینم عیب کارم چی بوده.....

دلم کمی از خدم گرفته شاید درست نیست بگم اما دوست دارم براتون حرف بزنم چون همه زندگیم رو از دست دادم....

 

بخدا کسی درد من رو نمیدونه ... کسی درکم نمی کنه... دلم بد هوای کسی رو کرده که خیلی دوستش دارم.... دوست دارم عید رو بهش تبریک بگم  بگم.... بگم گلم عیدت مبارک.... دوست دارم بهش عیدی بدم ... اما من کسی رو ندارم....

 

امروز چند بار بهش خواستم زنگ بزنم بگم عیدت پیشاپش مبارک.... اما هی می گفت دستگاه مشترک مورد نظر خاموشهههههههههههههههههههههههههههه....

دلم شکسته... کی حال دلم من رو خبر داره.....

همیشه عشق اولی رو هرگز نمی تونی فراموش کنی هر چند که من دیگه عاشق نمیشم....

شاید الان فکر می کنه من فراموش کردم... گول خورده هیچ وقت من فراموشی رو یادت نگرفتم پس هرگز فراموش نمی کنم....

 

همیشه به خدا میگم خدایا من اون رو با کم و زیاد می خوام .... با خاطر بد یا خوب....

 

بخدا هر جور که باشه عاشقشم.... هر شکل که باشه عاشقشم.... هر جور که باشه عاشقشم... اصلا کلا می خوامش .... پس واقعا عاشقشم.... یک عاشق از عیب و بدهای عشقش رو نمی بینه....

 

الان 2 سال عاشقم .....خدا

 

 

 

 

بخدا بعضی شب ها انقدر براش گریه می کنم که دیگه حالی ندارم....

عید مبارک...پیشاپش

 

میکن هیچ عشقی تو دنیا   مثل عشق اولی نمیشه

میگذره یک عمر اما از خیالت رفتی نیست

 به قول معین: هیچ عشقی با ندیدن کم نمیشه.......

 

عشقی عاشق ... عید رو فراموش می کنه اما اون هرگز فراموش نمی کنه....

عشقی تا اخر عمرش توی انتظار .... تا اخر دنیا ... شاید یک رو بیاد... پس باید اماده باشم...

 

منتظرم

 

 

 


سر تیتر دل تنگی ها: عید رو فراموش کردم

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت دل تنگی21:32توسط دوست تنهایها | |

 


سلام به تنهایی۱۹/۱۲/۹۰

 

امیدوارم خوب باشید

....

دوستان گلم چند وقت نیستم من رو ببخشید... من یک جای از ایران دارم زندگی می کنم....

خیلی تنها هستم... صبح با خدا حرف میزنم... ظهور با خدا حرف میزنم... شب با خدا حرف میزنم....

دلم خیلی میگیره.... اونجا چند تا دوست دارم که همشون نامزد دارند... نامزدهای که وفا دارند نامزد های که عاشقشون هستند.... وقتی دلوشن میگیره به نامزدشون زنگ میزنند... من نمی دونم به کی زنگ بزنم... فقط میرم یک جا میشینم با خدا حرف میزنم.... بهش میگم خدا الان عشق من گذاشت... خدا الان دستش تو دست کی ... الان داره با کی حرف میزنه... بعضی موقع ها گریه دوست دارم بکونم اما نمی خوام گریه کنم چون قول دادم... دلم خیلی برای خودم میسوزه... چون همیشه عشق اول ادم خر عشق اون میشه.... الان اومدم خونه یک سر به خانوادم بزنم ....

 

چند وقت پیش اسمون زرد شده بود انگار اسمون هم دلش گرفته بود.... دلم به اسمون سوخت گفتم این هم یار گم شده داره.....

هر شب براش دعا می کنم... صبح براش دعا می کنم.... هر وقت برسم می گم خدا من رو ولکن برو مواظب عشقم باش... یک وقت قلبش نشکنه... یک وقت ناراحت نباشه...یک وقت کسی اذیش نکونه... خدا یک کاری کن شاد باشه.........

 

اون موقع عشقم بهم می گفت تنهایی سخت من باور نمی کردم.... اما دیگم اره تو شهر غریب نهایی سخت... مخصوص تنها باشی بری یک جا که تنها تر بشی.... امید نداری... نمی دونی با کی حرف بزنی... نمی دونی دلت به چی خوشه... فقط دوست داری غصه بخوری ....

خیلی سخت تنها باشی ... فراموش شده باشی... کسی رو نداشته باشی.... تو غربت باشی....

صبح  تو خیالت باش حرف بزنی تا غروب ... هر روز دعا کنی که ببینیش... دعا کنی که بهش برسی....

اما چه فایده وقتی رفت......دوست داره بمیری....

اما تو خیال خیلی باش حرف زدم.... اون الان فکر می کنه من فراموشش کرد م اما من این کار رو بلد نیستم

هر روز دارم بهش فکر میکنم....می گم خدا بر گرده من اون رو هر شکلی هر جوری هر چی که باشه دوسش دارم و اون رو می خوام ... برام فرق نده که چی بوده چی شده.... اصلا چه گذشته ای داره.... فقط اون رو میخوام.........

 چند روز پیش تولدت بود... من پیش خودم یک جشن گرفتم یک جشن فشنگ... من بودم خدا بود همه بودم... تو بودی اما تو خیالم.... یک دفع ذهن رفت که الان جشن تولدت رو با کی داری میگیری الان داری چه کار می کنی ... کی به جای من بهت هدیه داره....یک دفع گریه خواستم کنم اما باز جلو خودم رو گرفتم گفتم تو تولد که کسی گریه نمی کنه.... الان باید خوشحال باشی که تولد گلت....

بعد از این که از جام بلند شدم نمیدونستم چرا گریه کردم.... خیلی دلم گرفته بود کمی به خودم دل داری دادم... گفتم ای دل عشق الان یک جا نشسته خوشحال تو چرا ناراحتی ... اگر قرار نشد گریه نکونی مگهقرا نشد باشادی اون شاد باشی.... بهت تبریک میگم انشاالله ۱۰۰۰ ساله بشی.... راستی عید رو چه کار کنم به کی عید رو تبریک بگم... تو عید چه کارنم ... عید داره میاد من هنوز کار نکردم....

به کی عیدی بگم...به کی تبریک بگم... اصلا امسال باعید پارسال برای من جهنم بود فقط عید ۸۸ عید من بود....یادت میاد قبل عید چند بار هم تبریک گفتم.... یادت خیلی خوب بود یادت.....یادت ...من که یادم خوب یادم قیافه قشنگت... من رو فراموش کردی .. اشکال نداره ...فداتشم... من همونم که همه بهم میگن مهربون ترین ادم ....

خدا بهم صبر بده... الان ۲ سال شده

میگن هر عشقی تو دنیا...مثل عشق اولی نمیشه...میگذره یک عمر اما فراموش نمیشه....

انقدر اشک روی صفحه کلید ریخته کنه نگو.........

باید برم فردا شب دوباره....

خیلی دوستش دارم اندازه دنیا....

 

خدا بهش بگو اینجا یک نفر نگرانش..... مواظبش باش.... من همیشه نگرانشم.... یاعلی مدد

بیا عشقم...................

منتظرم...

 

از همه دوستان که نظر دادن مچکرم ... اما به دلیل کمبود وقت نمی تونم جواب بدنم.... باید گوشیم رو خاموش کنم و برم ... ساعت ۱۲ بیلط دارم.... همتون از راه دوره می بوسم و عید رو پیشاپیش تبریک میگم... شاید عید امدممممم ... هر کس هم خواست باز نظر بزاز عید حتما جواب میدم تا لینک نکونمشون تایید نمیشند.و جواب ندم بهون

راستی یکی نوشته بگو کاش به عشقم بگم چقد دوستش دارم.... عزیزم تا دیر نشده بگو... اگر ارزش رو داره

 

 


سر تیتر دل تنگی ها: تنهایی

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت دل تنگی19:54توسط دوست تنهایها | |

 


سلام امروز ۴/۱۲/۹۰

امیدوارم خوب باشید...

دلم گرفته امروز زدم زیره گریه ...

نمی دونم چه کار کنم هر جا میرم یاد اون می افتم می خوام خطا کنم یاد اون می افتم و خلا نمی کنم... می خوام بزارم برم قلبم ولم نمی کنه... می خوام فراموش کنم اصلا نمی تونم...

 

خدا بخدا نمی تونم  چه کار کنم...

رفتم سر کار همش به فکر اونم... انقدر که تا حالا چند بار تا پای مرگ رفتم...

من تو کار دنیا موندم که این دختر چه دلی داره که یک زره به فکرم نیست...

اعصابم خورده...اونجا چند اهوازییییییییییییی داریم... وقتی میبنم اعصابم خورد میشه

 

 

تو رو خدا بیا... سخت بدونه تو دنیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

باور کن

 

اگر الان تو کنارم بودی غربت رنگ و بوی دیگه ای داشت... اگر کنارم بودی غروب های غربت دل گیر نبود... اگر کنارم بودی کلا زندگیم عوض می شد... رنگ بوی می گرفت زندگیم....

چرا انقدر دلم تنگ برای تو...

چرا انقدر دوست دارم گریه کنم...

چرا انقدر دل دگیر میشم...

چرا باید تو بری...

چرا باید تنها باشم...

چرا چرا چرا....

چرا اسمت وقتی میاد حواسم پرت میشه...

چرا هر وقت به خاطرات فکر می کنم گریه می کنم...

چرا انقدر من تو دنیا بد شانسم...

چرا خدا چرا...........................

هر وقت دلم می گرفت تو دلم رو با می کردی حالا تو داری دلم رو مثل هوای شهرم دلگیر می کنی...

حال هوام همیشه گرفت... کاش خورشید دلم بیاد و دلم رو روشن کنه...

بعضی وقت ها نمی دنم چرا انقدر بی تابم......

خدا بهم صبر بده...

اینجا از خدا می خوام که هیشه لب تو خندون باشه... هیچ وقت گریه نکونی... اگر من مایع سر افکندی تو بودم یا من رو نمی خواستی هر چه زود تر از دنیا برم... تا خیال همه از من راحت بشه...

دوستان باید برم ... گوشیم تا چند وقت خاموش... چون میشه ببرمممممممممممممم سر کار....

درضمن در قسمت پایین اهنگ رو بزنید تا اجرا بشه ... اهنگ سایت رو حتما گوش کنید...

فدای همتون

منتظرمممممممممممم

 

 


سر تیتر دل تنگی ها: قلبم

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت دل تنگی23:2توسط دوست تنهایها | |

 


امروز 28/11/90

امیدوارم خوب باشید...

حرف دلم رو. باز اومدم بزنم...

من برای امروز فقط امدم و بگم دوستان گلم امیدوارم هر جا هستید شاد باشید....

نه مثل عشقی باشید که تو این همه اسمون یک ستاره هم نداره... اگر ستاره هم داشته باشه یک نفر میاد و ازش میگیره و هیچی نمی گه.... چون دوست نداره کسی رو که عاشق کسی شده رو نا امید کنه...

امروز دلم بد گرفته... کسی نیست که به امیدش کار کنم ... به امیدش بیام خونه ... کسی نیست که نگرانم باشه... کسی نیست که خدایش عاشق من باشه... فقط تو این دنیا خدا و مادر پدرم نگرانم هستند...

 

نمی دونم چرا نگرانم... نگران همه ... نگرانه همه چیز... دوست دارم گریه کنم اما بهم میگن بچه شدی ... تو مردی مرد که نباید گریه کنه....

اما باید بگم منم دل دارم... دلی پر از محبت... دلی پر از احترام... دلی پر از دوست داشتن... دلی پر از خدا... دلی به اسم عشقی...

چند روز پیش یک پیام دادم به عشقم گفتم سلام خوبی ... بر می گردی ... بهم جواب داد نه برو مزاحم نشو... دوبار گفتم خب چی شده ... گفت با کسی دوست شدم که دوستش دارم... گریه خواستم کنم اما نمی دونم چی شد... حالم بد شد....بعدش باز پیام دادم گفتم بگو کی  که  ما رو گذاشتی رفتی با اون ... این عین جمله عشقم که تو پیامکش داد... گفت به تو ربطی نداره گمشو... دوباره قلبم شکست... بهش گفتم نمی بخشمت ... گفتم نفرینم می کنم انقدر سنگ دل نباش....اما بعدش به خودم امدم گفتم کی رو می خوای نبخشی کی رو می خوای نفرین کنی ... کسی که انقدر دوستش داری رو می خوای نفرین کنی ... کسی که دنیا توی... برای چی نمی بخشیش شاید دوست نداره ... تو دوسش داشته باش ... اون وفا نداره ... تو که با وفایی... اون مهربون نیست تو که مهربونی... پیش خودم گفتم چرا براش ارزوی خوش بختی نکونی ... پیش خودم گفت انشاالله خوشبخت بشی... همیشه بخندی...

 

اما چه کار کنم دیگه حال و حوصله کسی رو ندارم باید برم ... شاید باز بیام و سر به وب شما بزنم...این دنیا که به ما وفا نکرد حداقل بزار به شما وفا کنه....

 

اگر عشقم می دونست کل زندگیم اون شاید نمی رفت... اگر می دونست برای رسیدن به اون چه کار های کردم نمی رفت... اگر می دونست واقعا چشم انتظارشم شاید میامد... نمی دونم چه گناهی کردم که باید اذیت بشم...

 

اما من همیشه سر قولم هستم بهش گفتم میرم شهرش ... و من میرم....با هر کاری شده میرم... شاید سال دیگه اونجا باشم... خدا خودش کمکم کنه... شاید دیدمش ... اگر ببنمش فقط می خندم... وقتی از پیشم رد شد گریه می کنم... چون اون می گه بچه ها گریه می کنند... دوست ندارم مهربونی من رو بزار پای بچه بودن...

دوست ندارم اشک هام رو ببینه....

 

تو اخرین حرفم باید بگم ... زندگیم ... بخدا کل زندگیم توی ...چرا همه زندگیم رو می خوای ازم بگیری...

 

من هنوز چشم به راه ....  با خدا هستم تا برگردی... شاید ... شاید ... شاید اتفاقی بیفته ... اون به معجزه یقین نداره اما من دارم....

 

دوستاره شما عشقی

 

 

بیا ...

 

 

 

----------------------

راستی امسال جشن تولدت رو با کی جشن می گیری.... خدا کنه ۱۰۰۰ساله بشه... تولدتم مبارک پیشاپیش... عیدتم مبارک... تو این عید با کی هستی... که هرکسی هست بشه بگو تو ارزوی کی بودی....


سر تیتر دل تنگی ها: زندگیم

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت دل تنگی14:44توسط دوست تنهایها | |

 


سلام امروز ۲۲/۱۱/۹۰

امیدوارم خوب باشید

عشقی قلبش شکست...

عشقی از نگرانی جون داد...

عشقی از دوری یک نفر تو تنهایی رفت...

برای عشفی انتظار سخت بود...

عشقی بخاطر همه رفت...

عشقی رفت که کسی رو اذیت نکونه...

مواظب خودتون باشید...

دعا من به تمام شما دوست های گلم ... همیشه شاد باشید و خوشبخت بشی...

عشقم به تو هم میگم مواظب خودت باشه ... تو زندگیت خوش باشی الهی...

عزیزان دوستون دارم داشتم

بهم نظر بدید شاید یک رو امدم و خوندم

شاید ماه دیگه

شاید رفت یک جای دنبال کسی... شاید نرفت چون من دوست نداره

یاعلی خدا حافظ

تا اطلاع بعدی تعطیل شد


سر تیتر دل تنگی ها: خداحافظ

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت دل تنگی14:31توسط دوست تنهایها | |

 


امروز ۱۹/۱۱/۹۰

امیدوارم خوب باشید...

من که خوب نیستم... چون اصلا خنده و خوبی به من نیامد....

خدا من رو کلا برای عشق بازی با خودش افرین ... چون خوب پیش خدا گریه می کنم

من اهل ول گردی و مزاحمت برای ناموس مردم نیستم... دلم میگیره یا میام نت و یا میرم مسجد محل..یا قران می خونم

بعضی شب ها نگرانم نمی دونم چه کار کنم... من نگرانم... یک عشقی نگران...

همه میدونند نگرانی من چی اون کسی که باید بدونه میدونه

دیگه خسته شدم از زندگیم... دوست دارم برم... برم یک جای دور کسی من رو نشناسه ...

دیگه خسته شدم از بس چشم انتظار بودم... چشم انتظار کسی که برات ارزشی  قایل نیست...

دیگه بریدم... رسیدم اخر ایستگاه... چرا کس درکم نمی کنه ... چرا کسی حالم رو نمی فهم...

هر جا رفتم کسی جز خدا درکم نکرد ... کسی جز خدا نفهمید که چی می گم... هیچ کس نگاه من رو نفهمید... فقط خدا فهمید که چی می گم....

هر وقت دلم گرفت خدا کمکم کرد تا باز شاد شدم... هر وقت گریه کردم خدا نازم کردم و اشکم رو پاک کردم... هر وقت تک گاهی نداشتم خدا تک گاه من شد... هر وقت نا امید شدم خدا خندید و امیدوارم کرد... هر وقت دلم شکست خدا دلم رو باز برام از نو درست کرد... هر وقت کسی اذیتم کرد یا باعث شد دلم بشه کنه خدا خودش انتقام ازش گرفت... هر وقت احساس تنهایی می کنم خدا یک جور بهم نشون داد که تنهاست... هر وقت خوردم زمین خدا دستم رو گرفت.... هیچ وقت تنهام نزاشت.........

.

.

امروز خدا بیشتر با منه.... من تو زندگیم کسی نبود حرفم رو بشنو... کسی نبود درکم کنه... به هر کس گفتم نگرانتم ناراحت شد... به هر کس گفتم دلم گرفت خندید... به هر کس گفتم حالم بده بهم محل نداد... هیچ کس درکم نکرد... جز خدا........

از هر کی محبت گدایی کردم بهم محبت نکرد .... جز خدا دستی بر سرم کشید....

اره فقط خدا....

همه فکر می کنند من سنگم من دل ندارم....من اگر خیلی با احترام به هر کس جواب میدم ناراحت میشه میگه ادم بی تربیت خیلی بهتر به دل میشینه...

به هر کس محبت کردم از محبت سیر شد و گفت باید خشن باشی...

به هر کس چیزی نگفتم تا ناراحت نشه گفت تو گوری هیچی نمی بینی...

اره الان تو این زمونه ادم سالم باشه بده... باید خشن باشی.. باید به زنت محل ندی... باید تو جمه خیتش کنی... باید احترام به جنس مونث نزاری... اصلا باید خوب نباشی... باید برای مردم تیپ بزنی... باید برای هیچ و پوچ دعوا کنی.........

اما من اصلا این عادت های زشت رو دوست ندارم... به همه احترام میزارم... هر کس عزیز و برای عزیزت باید قشنگ بپوشی... و زیبا باشی....

الان می گید این دیوانه شده چرت و پرت می گه...

نه من دیونه نیستم من عاشقم.... عاشق کسی که درکم نکردی.... تا سختی دید فرار کرد... اه و نفرین من تا قیامت به دنبالش... بی انصاف نگفت که من درس عاشقی رو یادش دادم اما سر کلاس خیانت یاد نداد....

الان ۲ هفته گوشیش خاموش و من نگرانم نگران....

خدا کمکم کن

 


سر تیتر دل تنگی ها: خنده به ما نیامده

+روزی که دلتنگ شدم نوشتم چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت دل تنگی0:50توسط دوست تنهایها | |